ملا محمد مومن كرمانى
255
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
گرديد . از غريو كوس و كورگه « 1 » و نقاره بشارت و شادمانى ، و شليك جزائر و زنبورك ، « 2 » و هياهوى سواران ، و دورباش قدغنچيان « 3 » و يساولان و جارچيان ، تزلزل در اركان عالم امكان افتاده ، ساكنان عالم بالا ، به عزم سير و تماشا ، سر از دريچهاء افلاك برآورده ، متحير آن هنگامهآرائى بودند . و از دروازهء سلطانى ازدحام سپاه نصرت دستگاه و فرقه فرقه تجار خير مدار ، و اهل شهر و بازار ، به حدى عرصه را تنگ نمود كه تردد مور در آن ميان به دشوارى ممكن بود ، و ديده بصارت نمون ، از البسهء گوناگون و تشعشع بارقه اسلحه و سنانسواران جلادت نشان خيرگى مىنمود : ز آواز كوس و غو كرّنا * ز صوت نفير و خروش صدا ز غرّيدن توپ اژدرنشان * ز شليك زنبورك رعدسان تزلزل در اركان امكان فتاد * به نوعى كه آمد قيامت به ياد ز گرد سواران جهان تيره شد * ز برق سنان ديدهها خيره شد ز جوشن برانِ جلادت شكوه « 4 » * چو درياى آهن بدى دشت و كوه نمودى زره بر تن سروران * چو كوهى كه ابر اوفتاده بر آن « 5 » درخشان در آن گرد نوك سنان * چو نجم فروزنده بر آسمان ز الوان قبايان زرين كمر * مرصع نمودى همه دشت و در شد از طرّهء مغفر سروران * پر از بال طاووس ، روى جهان چنان گرم كردند بازار عيش * كه زاهد شد از دل خريدار عيش بدين منوال ، خان والاشان صاحب جلال ، به فيروزى و اقبال ، وارد باغ دلگشاى طاهرآباد ، و عالى قدران طهماسب بيگ با ساير مأمورين
--> ( 1 ) - كورگه : ساز عروسى . ( 2 ) - جزائر و زنبورك تفنگى كه بر شتر نهند . ( 3 ) - دورباش قدغنچيان . دور شو كور شو براى رهگذران سر راه حاكم و خصوصا خانوادهاش . ( 4 ) - مقصود آنهاست كه جوشن دربرداشتهاند ، ظاهرا . ( 5 ) - تشبيه خوش عبارتى است و ظاهرا ديگر كسى چنين تعبيرى ندارد . شعر بايد از خود مؤلف باشد .